با بال و پر شکسته هم می توان پرواز کرد
داستان شاهین و گل های باغ میهن/کنار قدم های شاهین تا رسیدن به قله های امیدواری/ بیماری نادر پسر بچه دنا نشین همت خیرین را می طلبد+تصاویر
در دل شاهین امید را دیدم و گفت من هیچ موقع ناامید نشده ام و همیشه امیدو وارم بوده ام و اگر چه پا ندارم اما با بال و پر شکسته هم می توان مانندشاهین بر فزار قله های دنا پروازکردم.
به گزارش سفیر دنا،شاید اگر به برخی نکات و چیز های دیدنی در دنیا بنگریم ناخوداگاه به قدرت لایزال خداوند پی خواهیم برد که هیچ چیزی در این دنیا بدون حکمتی آفریده نشده است.آری این است رسم بزرگ آفرینش.
در لاب لای درختان زیبای بلوط و چنار و کیگم وحشی زاگرس و در کنار نهر های زیبای جاری شده قله های دنا،نا گفته چشمم به حکمتی افتاد که خودم را متحیر از همه چیز دیدم و در ذهنم خطور کردم ، امیدواری هم نعمت بزرکی است که خداوند به هر کسی اعطا نکرده است.
امروز درد بیماری را فقط بیمار می داند و سلامتی را کسی قدرتش را نمی دادند، از مقدمه بگذریم ، امروز داستان درمورد زندگی پسر بچه ای که با امیدواری برای عکاس می خندد و از بیماریهای نادرش چیزی بر زبان نمی آورد و فقط می گوید اگر خدا بخواهد روزی خوب خواهم شد و کمک کار پدرم با دستهای پینه بسته اش می شوم تا بتوانم مخارج خانه را بپردازم.
همچون شاهین روزی پرئداز خواهم کرد
داستان ما داستان شاهین است، شاهینی که اگر بال و پری برای پروازهای عاشقانه در رویاهایش ندارد،اما امیدوارانه راه چند صد هزار متری خانه تا مدرسه را طی می کند تا بتواند با امیدواری بر بیماری نادرش غلبه کند و می گوید می خواهم روزی کسی شوم تا بتوانم خودم بیماریم را درمان کنم.

شاهین یوسف خواه، پسر بچه 14 ساله دنا نشین که از بدو تولد بخاطر بیماری نادر عضلاتی ارتوپدی زانوهایش بر خلاف سیستم آنوتومی بدنش چرخش پیداکرده و امروز از این درد لاعلاج لام تا کام با کسی چیزی نمی گوید.
شاهین یوسف خواه اهل روستای کریک است و علاج پاهایش که بیماری نادر در بین جامعه است باعث شده که او را از دیگر دوستانش متمایز کند و در رویاهای کودکانه اش با حسرت به بازی کردن دوستان بنگرد و در کلام هایش با خنده به مادرش می گوید مادر درست است نمی توانم با رفایم بدوم اما نشستم و با امیدواری نگاهشان کردم.
من آقازاده نیستم،یک روستایی ام
شاهین آقاز زاده نیست، و پدرش هم نجومی بگیر نیست، پسر بچه ساده روستایی است که در کوههای سربه فلک کشیده دنا در محرومیت چشم به دنیا گشوده و امروز در رویای های کودکانه اش نه چیزی از سیاست می داند و نه چیزی از مشکلات بشر امروزی و دنیای مدرن، بلکه همیشه در زیر لباهیش زمزمه می کند که خدایا تو را شکر می کنم که هنوز با این وضعیت می توانم باز هم تو را شکر بگویم.

با شاهین در یک نگاه آشنا شدم، وقتی او را دیدم که با رنج و مشقتی سخت اما با دلی پر امید رهسپار خانه بود و از اتمام درسهایش برای دیدن مادر می رفت شگفت زده شدم.
با او هسمفر شدم تا از دردهایش بگویید، چیزی بر لب نیاورد. وقتی از او سئوال کردم که آیا تا به حال به بیماری ات و متمایز بودنت نسبت به دوستانت فکر کرده ای گفت، نه خداوند هر چیزی را بدون حکمت نمی آفریند، این یک امتحان الهی است که به هر کسی ارزانی نمی دهد.
از او از رنج و مشتقت های زندگی اش سئوال کردم ،با خنده های گودکانه اش زیر لب به من گفت ، پدری کارگر دارم که هوز پولهای چند ساله کارگری اش را به او نداده اند و مادری رنجور که غم و درد های من و برادرم را بر دوش می کشد.
شرمنده دست های پینه بسته پدرم هستم
برایم از درهای پدرش با دسته های پینه بسته اش گفت: پدرم هر روز برای درآوردن قوت نانی به دنبال کارگری در این مکان وآن مکان دست و پنجه نرم می کند اما در آخر شب با شرمندگی هر شب به خانه می آید و من از دیدنش که نمی توانم به او کمک کنم که کمک خرج خانواده باشم ناراحت می شوم .

شاهین از گریه های مخفی مادر گفت:مادرم هر روز مرا به گُول خود می گیرد و فاصله 3 کیلومتری خانه تا مدرسه پیاده می آورد و می گوید از خدا می خواهم روزی برای خودت کسی شوی تا بتوانی نان آور خانه باشی اما در نگاهش و آن خنده هایش گریه هایش را برای خودم می بینم.
در دل شاهین امید را دیدم و گفت من هیچ موقع ناامید نشده ام و همیشه امیدو وارم بوده ام و اگر چه پا ندارم اما با بال و پر شکسته هم می توان مانندشاهین بر فزار قله های دنا پروازکردم.
با پدر شاهین به گفتگو نشستم و از دردها و مشقت هایش سخن به میان آورد، پدر شاهین در اول کلام با بغضی شکسته گفت: وقتی شاهین را با این وضعیت می بیند دلش طاقت نمی اورد و ناخوادگاه بغض گلویم را می فشارد.
به کسی نیست که التماس نکرده باشم؟
یوسف خواه از بیماری مادرزادی شاهین صحبت به میان آورد و افزود: از بدو تولد همه جای ایران را برای درمان شاهین رفته ام از این بیمارستان تا آن بیمارستان از این شهر تا به آن شهر از این مسئول تا آن مسئول،همگی قول مساعدت دادند اما بعد از چند روزی ما را فراموش کردند .
وی ادامه داد: روزی نیست که برای درمان شاهین به کسی رو نزنیم، اما مشکل اصلی ما پول و مایتحاج درمان و عمل جراحی پاهای شاهین است و به هرکسی از مسئولین که التماس برای درمان شاهین را داریم کسی به ما کمک نمی کند.

پدر شاهین که یک کارگر فصلی است از درد و مشتقت های زندگی اش و حتی تا آستانه طلاق کشیدن زندگی اش با این مشکلات گفت و افزود: روزی نیست که ما در این خانه شکم گرسنه سر بر زمین نزاریم،اما امیدواریم که خدا روزی ما و شاهین را جوری دیگر میدهد.
یوسف خواه ابراز کرد: با دکترهای زیادی در مورد درمان شاهین گفتگو کردیم و آنها امیدواری دادند که این مشکل با عمل جراحی حل می شوند اما با دست و جیب خالی که نمی توان کاری کرد.
هزینه 50میلیونی برای درمان پاهای شاهین
وی هزینه عمل جراحی درمان پاهای شاهین را رقمی معادل 50میلیون تومان دانست و افزود: خودم یک کارگر فصلی هستیم و شاید در سال فقط سه ماه می توانم کار بکنم و 9ماه دیگرش را باید برای رفت آمد شاهین به مدرسه و آوردنش به خانه در منزل صبر کنم و همین موضوع باعث شده که امروز در بیشتر مایتحاج خانه درمانده باشیم.
یوسف خواه از شرمندگی اش در کنار خانواده سخن به میان آورد و افزود: امروز زندگی برایمان سخت می گذرد اما همین که می بینم که شاهین با دلی پر از امید به مدرسه می رود و می گوید می خواهم روزی کسی شوم تا بتوانم خودم را درمان کنم برای مامشکل آروزست.
از بوم افتاده ام
وی با استمداد از مسئولین و خیرین گفت: از شما به عنوان یک پدر رنج کشیده استدعا دارم فقط برای امیدواری و برآوردن کردن ارزوی شاهین به او کمک کنید، امروزچیزی در توان من نیست، من هم از بوم افتاده ام هم از نوا، پس برای خیری در دنیا وآخرت به این پسر بچه که با امید به زندگی آینده اش می نگرد کمک کنید.
در ادامه با مادر شاهین به گفتگو نشستیم، در چهره مادرانه اش شوق داشتن پسر بچه ای با این امیداواری به نام شاهین نمایان بود،وی از روزهای تولد شاهین سخن به میان آورد و ناگفته گریه اش گرفت.

مادر شاهین گفت: وقتی شاهین متولد شدبه درگاه خدا شکر گفتم و گفتیم حق باری تعالی بی حکمت نیست، هر چیزی را خداوند با حکمتی می آفریند.
وی از برخی مشکلات شاهین سخن به میان آورد و افزود: روزها در سیاهی های شب و باران های پاییزی و زمستان بوران در این منطقه که منطقه ای کوهستانی است برای رساندن شاهین به مدرسه فاصله چند کیلومنری مدرسه را پیاده با شاهین طی میکنم به امید آنکه دل پسر بچه ام شاد باشد.
خانم یوسف خواه ادامه داد: روزها که همسایه هایمان می بینند که با این مشقت هم خود شاهین و هم ما برای رسیدن شاهین به مدرسه تلاش میکنیم به کمکمان می آیند و هر کسی یه هر طریقی ما را کمک می کنند.
وی با ابراز گلایه از برخی از مسئولین گفت: درست است که برخی از مسئولین به این روستا آمدند اما نگاهی به وضعیت شاهین و پاهای او نکردند هر چند که او را می شناختند و درهایش را می دیدند.
شاهین کوه امیدواری و صبر است
مادر شاهین ادامه داد: شاهین با دلی پر امید امروز نمره اول کلاس است و لوح های تقدیرش که به عنووان دانش آموزی نمونه و با امید با کوشش و تلاش درس می خواند بر کسی پوشیده نیبست، اما امروز فقط به این می نگرم که خدایا دری بگشا تا شاهین بتواند همانند همکلاسی هایش با آنها بازی کودکانه کند.
در پایان با خانواده شاهین خداحافظی کردیم، شاهین با نگاه معصومانه اش در آخر کلام به من گفت: آیا کسی هست که بداند که مشکل من چیست و به کمکم بشتابد.

آری داستان شاهین، داستان امروز و فردای گل های باغ میهن است،که امروز می کوشند با امیدواری بر دردهایشان غلبه کنند.
داستان زندگی شیرین شاهین ،داستان کودکان روستانشینی است که در غم محرومیت و پیدا نشدن در این دنیای سیاست زده، هر روز باید دردهای را بکشند که لاعقل درمان پاهایش کمتر از حقوق یک مسئوال باشد.
این پایگاه خبری از مسئولین و خیرین که دست در کارهای خیر دارد تمنا دارد که برای شاهین این پسر بچه امیدوار بشتابند و رویای کودکانه او را با درمان پاهایش برآورده کنند.

دراینده نزدیک مستند تصویری زندگی شاهین یوسف وند به نام(قدم به قدم با پاهای شاهین تا رسیدن به قله های امیدواری)انتشار داداه خواهد شد.
شماره تماس برای کمک به درمان پاهای شاهین یوسف خواه09014465191
نظرات
پربیننده ترین
- ● ۴ کشته وزخمی در تصادف خونین پلکِلو سیسخت
- ● حماسه جاماندگان حسینی از سیسخت تا کَریک
- ● پیچهای سیسخت باز حادثه آفرید
- ● غرق شدن جوان دهدشتی در رودخانه خرسان دنا
- ● شتاببخشی به توسعه عمرانی مارگون؛ از پیگیری زیرساختها تا رفع محرومیت با حضور نماینده مردم در مجلس
- ● پایان قطعی چندساعته ارتباطات در سیسخت / اینترنت و شبکه فیبرنوری به مدار بازگشت
- ● وعده جذب اعتبارات مسئولیتهای اجتماعی نفت را برای مارگون /بهرامی؛ مدیرانِ پیگیر، دستِ خالی از تهران برنمیگردند
- ● نشست خبری فرماندار دنا با اصحاب رسانه
- ● ساماندهی ورودی شهر سیسخت؛ گامی مهم در جهت تسهیل تردد در محور یاسوج - اصفهان
- ● ثبت نام شرکت در جشنواره انتخاب جوان برتر سال ۱۴٠۴ تمدید شد
- ● وظایف رهروان رهبر شهید؛ حفاظت، خونخواهی و وحدت
- ● بیمهری مسئولان و بیتوجهی به جایگاه خبرنگاران
- ● تکذیب خبر برخورد با بلاگرها در کهگیلویه و بویراحمد/ رسانهها از سوءبرداشتِ «ساماندهی» پرهیز کنند
- ● پدر شهید «عابدین حیدری» به فرزند شهیدش پیوست
- ● سرهنگ انصاری: خبرنگاران، دیدهبانان صادق جهاد تبیین و امیدآفرینی در جامعه هستند
آخرین اخبار
- ■ نشست خبری فرماندار دنا با اصحاب رسانه
- ■ وظایف رهروان رهبر شهید؛ حفاظت، خونخواهی و وحدت
- ■ پیچهای سیسخت باز حادثه آفرید
- ■ پدر شهید «عابدین حیدری» به فرزند شهیدش پیوست
- ■ ۴ کشته وزخمی در تصادف خونین پلکِلو سیسخت
- ■ اختصاص ۸۰۰ میلیارد ریال برای توسعه محورهای استراتژیک مارگون/ تحول در زیرساختهای روستایی
- ■ بیمهری مسئولان و بیتوجهی به جایگاه خبرنگاران
- ■ کلید توسعه گردشگری دنا در گروی اعتبارات؛ پیشنهادات بودجهای روی میز فرماندار
- ■ تأکید روابط عمومی استانداری کهگیلویه و بویراحمد بر رعایت اخلاق رسانهای/ مسئولیتها ماندگار نیستند
- ■ سرهنگ انصاری: خبرنگاران، دیدهبانان صادق جهاد تبیین و امیدآفرینی در جامعه هستند
- ■ حماسه جاماندگان حسینی از سیسخت تا کَریک
- ■ وعده جذب اعتبارات مسئولیتهای اجتماعی نفت را برای مارگون /بهرامی؛ مدیرانِ پیگیر، دستِ خالی از تهران برنمیگردند
- ■ شتاببخشی به توسعه عمرانی مارگون؛ از پیگیری زیرساختها تا رفع محرومیت با حضور نماینده مردم در مجلس
- ■ ساماندهی ورودی شهر سیسخت؛ گامی مهم در جهت تسهیل تردد در محور یاسوج - اصفهان
- ■ غرق شدن جوان دهدشتی در رودخانه خرسان دنا